عشق تعریف های زیادی دارد .
هر كس تعریف خودش را دارد، به اندازه ظرف وجودش .
و من فهمیده ام، عشق سراسر مستیست .
بدون خودخواهی .
بدون خواستن هیچ چیز جز بودنش .
خوب بودنش .
عشق دلیل نمی خواهد .
مرز ندارد .
مستیست .
هوشیاری ندارد.
عاشق كه باشی "من" نمی ماند، همه چیز "او" ست .
عاشق غرق سكوت می شود .
عاشق تنها چشم می شود .
تنها گوش می شود .
عاشق كویر است و معشوق باران .
عاشق آتش می شود و می سوزد .
و هیچ نمی خواهد .
شیرین نیست؟!
كسی هیچ چیز از تو نخواهد جز بودنت ؟!
هر طور كه باشی، خوبی و بدیت، رفتن و ماندنت، اخم و لبخندت، همه را عاشقانه بخواهد.
بودنت را بخواهد .
مست بودنت باشد آنطور كه هیچ شرابی مستش نكند.
فقط عاشق می فهمد عمق كلمات را.
فقط او می فهمد نیاز كویر به باران یعنی چه؟!
فقط او می فهمد سوختن را .
آتش را.
شراب و مستی را .

 

عاشق ,فهمد ,بودنت منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

زمستون مرجع به روز و تخصصی سئو پارسی فان - مجله تفریحی ، سرگرمی ، دانلود فیلم و سریال تجهیزات پزشکی وبلاگ جامع معماری نقطه صفر